( وحید پوراستاد )
حداقل 2 ساعت از لحظه حادثه گذشته است. اما ساعت 16:15 در نزديكترين بيمارستان محل حادثه هنوز از 89 جسد پتوپيچ شده دود و بخار بلند ميشود.
با ديدن اتاقي مملو از اجساد در بيمارستان شريعترضوي كه لحظه بـه لحظه بر تعدادشان اضافه ميشود بدنهايمان يـخ مـيكنـد. يختر از قالبهاي بزرگ يخي كه بـراي گـرفتـن حرارت اجــســـاد روي آنـهـــا ميچينند!
در دي ماجرا, خبري نيست!
ميگويد: <نميدانم ... من هم به اندازه شما ميدانم ...> جـمعيـــــــــت را ميشكافد و از ميان دوربينها و خبرنگاران ميگذرد. اين جواب سردار طلايي است به بازماندگاني كه پشت درهاي شهرك توحيد چشم به دود بلوك 52 دوختهاند. او ميرود و ميگويد: <من براي انجام وظايف خودم آمدهام و هيچ چيز نميدانم...>
30 دقيقه قبل اتومبيل او و چند نفر از افسران عاليرتبه ارتش و نيروي نظامي وارد شهرك شدند و حالا سردار طلايي با چهرهاي محزون و شوكه بيرون آمده مردم محلي از ديوارها بالا ميروند; آنها يا همسايگان هستند و يا ساكناني كه با شنيدن خبر خودشان را به محل رساندهاند.
بچههايي كه در محوطه فوتباي بازي ميكردند ميگويند: هواپيما آنقدر نزديك شده بود كه حتي مسافران را هم ميشد ديد. پايين آمد و مستقيم رفت توي شهرك بعد هم لرزش بود و دود و صداي انفجار.
69 خبرنگار, عكاس و...
فيلمبردار شبكه خبر گوشهاي ايستاده, نميتواند تصوير بگيرد. ميگريد و ميگويد: هفت نفر از بچهها را خودم راهي كردم. همين چند ساعت پيش اما خودم نرفتم.
فاجعه عظيم است اما وقتي كوچكترين نسبتي با كل آن داشته باشيد به عمق مساله پي ميبريد; 69 خبرنگار و عكاس مسافران هواپيمايي بودند كه آنها را به مانور نظامي ميبرد به جنوب تا گزارش و خبر زنده ارا‚ه دهند و از مقابل دوربينشان ماجرا را به ما نشان دهند. و حالا كه اين همه خبرنگار, عكاس و فيلمبردار مقابل درهاي شهرك توحيد, منطقه هوايي مهرآباد جمع شدهاند, نيروي ضد شورش با آنها نامهربانانه برخورد ميكنند. سرهنگ نيروي انتظامي به هم درجههاي خود ميگويد: داخل, سه بـرابـر ايـن جمعيـت پراكندهاند. اوي بايد آنجا را منظم كنيد. اجازه ندهيد از لاشههواپيما تصوير بـگيرند. به سؤالاتمان جواب نميدهد.
بـاز هم خبرنگاران پراكنده ميشوند چون حتي اجازه ندارند از بالاي نردهها داخل را نگاه كنند يا عكس بگيرند.
آمبولانسها به زحمت از ميان جمعيت داخل ميشوند حتي آنها هم براي امدادرساني بايد اطلاعات كافي برسانند تا اجازه ورود داشته باشند. تانكرهاي آب و ماشينهاي آتشنشاني هم. ساعت به 17 كه نزديك ميشود, هنوز شعلههاي آتش از دوردست پيداست.
بايد تلاش كنيم تا از ميان زنجيره انساني سربازان يگان ويژه و نيروي هوايي عبور كرده ولي اينجا هيچ نوع كارتي كه هويت يا حرفهات را نشان دهد, كاربرد ندارد. عكاساني كه موفق شدهاند از زير باتوم و لگد داخل روند, حالا بيرون آمدهاند ولي با عكسهاي پاك شده روي دوربينهاي ديجيتاليشان!
جسدها در شريعترضوي_ مجروحان در فياضبخش
اجساد را پوشيده در كاورهاي پلاستيكي يا پتو, به بيمارستان شريعترضوي ميبرند كه 30 دقيقه تا دي ماجرا, پيادهروي ميخواهد.
نزديكترين بيمارستان به ماجرا, همين محل است كه به دليل كمبود امكانات فقط پذيراي اجسادي ميشود كه در ميان قالبهاي بزرگ يخ مثل يك كابوس جابهجا ميشوند.
لامـپ كـه روشـن ميشود, فضا ميشود عين سردخانهاي كه مردههايش اجازه دارند روي هم قرار گيرند و مدام به تعدادشان اضافه شود.
كاش ميشد تشخيص داد در ميان آنها كدام عكاس ايسناست, كدام خبرنگار فارس و كدام مجري تلويزيون؟ بوي دود و گوشت سوخته از اتاق ميزند بيرون. پزشكان و امدادگران آمبولانس همه با ماسكتنفسي رفت و آمد ميكنند. در ميان اين اجساد, ساكنان بلوك 52 و مهمانان ناخوانده هواپيما با هم آرام گرفتهاند.
چند كيلومتر آن طرفتر, بيمارستان فياض بخش, 11 مجروح را تحويل گرفته و 21 جسد را تحويل پزشك قانوني داده است. اين بيمارستان نسبت به همسايه خود كـامـلتـر است و به دليل داشتن مركز تروما و سيتياسكن, نزديكترين محلي است كه آمبولانس حامل <زندهها> به سمت آن ميروند.
مجروحان بيش از اينكه متوجه دست و پاي شكسته خود باشند, آنقدر شوكه و عصبي هستند كه هنوز نميدانند اطرافشان چه ميگذرد.
جمعيتي كه پشت اطلاعات اين بيمارستان هجوم آوردهاند, با پيدا نكردن هر اسم, گريان متفرق ميشوند; اگر مجروح اينجا نباشد,حتمائ جسدي بوده كه تحويل داده شده.
براي برخورد يك هواپيما با يك مجتمع مسكوني هميشه نيازي به برنامهريزيگروههاي تروريستي نـيسـت. حـادثه شهرك توحيد حاصل غفلت, سهلانگاري و فقدان مديريتي مسؤوي و مدبر بر ناوگان هوايي است. به گفته كارشناسان سقوط هواپيماي 130- C كه يكي از امنترين هواپيماهاي دنياست بسيار به ندرت اتفاق ميافتد.
در لحظه تنظيم اين خبر با گذشت بيش از 6 ساعت از وقوع حادثه هنوز بهت حكمفرماست و كمتر فرصتي براي شكستن بغض جامعه رسانهاي كشور پيش ميآيد. اسامي حداقل 119 كشته حادثه ديروز را بايد در ادامه فهرست صدها قرباني سوانح هوايي ايران كه ديگر شمارش از دست رفته, قرار داد.
فاجعه 15 آذر 1384 در تهران - سه راه آذري - شهرك توحيد نشان داد كه نه تنها كساني كه به ناچار <هوا> را براي سفرهاي خود انتخاب ميكنند بلكه حتي كساني كه در خانه خود و در جمع خانوادهشان اوقات خوشي را سپري ميكنند, ممكن است قرباني ناوگان فشل هوايي ايران باشند, ميشود تكرار چندين باره يك دنيا افسوس و شكايت را در ادامه آورد. اما ترجيح ميدهيم به احترام جان باختگان حادثه كه بيشترشان را همكاران رسانهايمان تشكيل ميدهند و هيچ نوشته و هيچ تصميمي آنها را به جمع ما باز نميگرداند به جاي ادامه اين گزارش, سكوت كنيم. ...
براساس نظر هيات منصفه روزنامهي نسيم صبا در بخشي از اتهامات مجرم و با اكثريت آرا مستحق تخفيف دانسته شد و در مورد اتهام ديگر مجرم تشخيص داده نشد.
) هيات منصفه مديرمسوول روزنامهي صبح كرج را مجرم تشخيص نداد و مديرمسوول نشريهي روانشناسي جامعه را به اتفاق آرا مجرم تشخيص داد، اما مستحق تخفيف ندانست.
همچنين هيات منصفهي مطبوعات، مديرمسوول نشريهي نسيم صبا را درخصوص اتهام نشر اكاذيب مجرم و با اكثريت آرا مستحق تخفيف دانست و در مورد اتهام ديگر مديرمسوول روزنامهي نسيم صبا داير بر تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران وي را مجرم تشخيص نداد.
با توجه به اعلام گذشت شاكيه خصوصي پروندهي مديرمسوول روزنامهي كار و كارگر نيز مختومه اعلام
صاحب امتيازي سرمايه در اختيار «حسين عبده تبريزي» است. وي هنگام انتشار نخستين دوره روزنامه سرمايه، كرسي دبيركلي بورس اوراق بهادار تهران را نيز در اختيار داشت. هيئت نظارت بورس بر اين باور بوده كه حضور دبيركل در يك روزنامه اقتصادي ميتواند بر تنور شايعات و فضاي منفي بورس بدمد. روزنامه سرمايه در حالي فعاليت دوباره خود را آغاز ميكند كه «حسين عبده تبريزي» از ساختمان بورس تهران خداحافظي كرده است و روزنامه سرمايه را با مديرمسئولي خود از ابتداي هفته آينده منتشر ميكند.
در راستای تعامل بیش از حد بین عکاسان و پلیس که یک نمونه ازآن را چند روز پیش در ورزشگاه آزادی دیدیم امروز هم حسین فاطمی عکاس خبر گزاری فارس توسط این شخص کتک زده شد! حالا گناه حسین به زعم این آقا این بود که از اسلحه او عکس گرفته بود! دوربینش را هم گرفتند و تا آخر برنامه بهش ندادند.بعد هم همین آقا جلوی من منکر این قضیه شد. به نظرم رسید پلیس در برنامه هایی که به نوعی از دست مردم عصبانی است دق دلیش را سر عکاسان خالی میکند؟ راستی این تعامل میان عکاسان و پلیس که بعضی از انجمنها داعیه دار آن هستند این است؟ راستی اعضای این انجمنها در این مواقع کجا هستند؟
نوشته و عکس از یلدا معیری
پ.ن:این اتفاق در جریان عکاسی ازقصد یک جوان برای خودکشی رخ داده است
مرتبط:وبلاگ پیام برازجانی را هم ببینید
عبدالله ناصري، مديرعامل سابق جمهوري اسلامي ايران (ايرنا)، صبح امروز به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي در شعبهي 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان محاكمه شد.
در ابتداي اين جلسه، حسينيان با اشاره به كيفرخواست صادره از سوي مدعيالعموم خطاب به ناصري اظهار داشت: بر اساس اين كيفرخواست، شما متهم هستيد به نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي از طريق انتشار يك نظرسنجي در تهران دربارهي رابطه و مذاكره با آمريكا و اتحاديهي اروپا، در حالي كه نظرسنجي جعلي و غيرواقعي بوده و جهاد دانشگاهي هم آن را تكذيب كرده است.اینجا را ببینید
وي با ابراز اين عقيده كه هر بار كه اين پرونده مطرح شده، بدون هيچ دليل قانوني تصميمگيري در مورد آن به جلسات بعد موكول شده است و حتي از سوي برخي اعضا گفته شده كه ما به سازمان پروانهي انتشار نشريه نميدهيم، گفت: يكي از اعضاي پيشين هيات حاضر است در اين زمينه شهادت بدهد و حتي در چند مصاحبه هم اين را گفته است.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: سازمان سال گذشته نامهاي به خاتمي به عنوان رييسجمهور ارسال كرد و خواستار رسيدگي به موضوع شد و از قرار اطلاع، خاتمي هم اين نامه را به وزارت ارشاد براي رسيدگي داده كه هيات نظارت در پاسخ به نامهي خاتمي گفته است كه اين پرونده در نوبت رسيدگي قرار دارد. در حالي كه اگر در نوبت بود چرا چندين بار در جلسات اين هيات مطرح و به جلسات ديگر موكول شده است. به علاوه مطرح شدن پرونده در هيات نظارت، از كامل بودن آن نشان دارد. وي در پايان گفت: اگر مسوولان جديد آن طور كه گفتهاند مدعياند كه احزاب بايد نشريه داشته باشند و سريعا به درخواست آنها رسيدگي شود، حداقل در مورد پروندهي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران كه چند بار در جلسات هيات نظارت مطرح شده و كامل هم هست، صحت ادعاي خود را ثابت كنند.
مسوول كميته اطلاعرساني جبهه مشاركت از نامهي محسن ميردامادي به وزير ارشاد براي يادآوري درخواست انتشار روزنامهي "ايرانيان" خبر داد.
سعيد شريعتي عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي با تاكيد بر اينكه سه سال پيش تقاضاي انتشار روزنامهي ايرانيان به عنوان ارگان مطبوعاتي اين حزب را به صاحب امتيازي جبههي مشاركت و مديرمسوولي محمد كيانوشراد از اعضاي شوراي مركزي اين حزب ارائه دادهاند، يادآور شد: در دورهي پيش به دلايل مختلف از جمله تشكيل نامنظم جلسات هيات نظارت و برخي سوءتفاهمات سياسي از سوي برخي اعضاي هيات نظارت، عليرغم اينكه برطبق آييننامهي داخلي اين هيات مجوز روزنامههاي ارگان احزاب و گروههاي سياسي بايد خارج از نوبت رسيدگي شود، اما مجوز مورد درخواست جبهه مشاركت مورد بررسي قرار نگرفت.
وي همچنين با بيان اينكه درخواست مجوز براي روزنامهي ايرانيان، اولين درخواستي است كه جبهه مشاركت به صفت حقوقي خود براي انتشار ارگان مطبوعاتي ارائه داده است، يادآور شد: ما از اعلام سياست وزارت ارشاد دولت جديد كه هم در هنگام راي اعتماد و هم در نوبتهاي ديگر از سوي وزير ارشاد اعلام شد كه احزاب ميتوانند ارگان مطبوعاتي داشته باشند و معاون مطبوعاتي اين وزارتخانه نيز صريحا اعلام كرد كه درخواست احزاب براي انتشار ارگان مطبوعاتي با اولويت در دستور قرار ميگيرد، استقبال كرديم.
مسوول كميتهي اطلاعرساني جبهه مشاركت افزود: حدود يك و نيم ماه قبل، بعد از اعلام صريح معاونت مطبوعاتي دربارهي صدور مجوز براي ارگان مطبوعاتي احزاب، شخصا اعلام كردم كه چنين تقاضايي از سوي جبهه مشاركت وجود دارد و ما آمادهايم كه حسن نيت و اجرايي شدن اين سياست را از سوي وزارت ارشاد و هيات نظارت در دولت جديد شاهد باشيم.
شريعتي خاطرنشان كرد: علاوه بر اين موضوع، در تاريخ 25/8/84 در نامهاي به شماره 84249ج. م. د، از سوي رييس هيات اجرايي جبهه مشاركت خطاب به آقاي صفارهرندي رسما اعلام شد كه چنين تقاضايي وجود دارد و پرونده نيز كامل شده است و اين تقاضا كه مشتمل بر تقاضانامه و استعلامات لازم دربارهي مديرمسوول است در هيات نظارت وجود دارد و طي اين نامه خواسته شد كه صدور مجوز براي «ايرانيان» كه به مدت 3 سال است اين درخواست صورت گرفته، با توجه به سياستها و برنامههاي وزارت ارشاد با اولويت در دستور كار هيات نظارت قرار گيرد.
وي با استناد به اظهارات مختارپور معاون مطبوعاتي وزير ارشاد مبني بر اينكه تقاضاي جديدي براي انتشار ارگان مطبوعاتي از سوي احزاب نرسيده است، تصريح كرد: روال بر اين نبوده كه با تغيير دولت، متقاضيان دوباره تقاضا بدهند و معمولا تقاضاها بر مبناي ثابتي اخذ ميشد و نياز به تجديد درخواست با عوض شدن دولت نبوده است. اما در عين حال آقاي مختارپور گفتهاند ممكن است نقصهايي در پرونده وجود داشته باشد كه ما 10 روز پيش نامهي درخواست مجددمان را به وزير ارشاد دادهايم و اگر نقصي باشد لازم است كه كتبا و رسما از سوي دبيرخانهي هيات نظارت و اداره كل مطبوعات داخلي به درخواست كننده اعلام شود.
مسوول كميتهي اطلاعرساني جبهه مشاركت با تاكيد بر اينكه مدارك لازم براي اخذ مجوز از سوي جبهه مشاركت طبق ضوابط هيات نظارت بر مطبوعات ارائه شده است، اظهار اميدواري كرد كه معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد كه حسن نيت خود را با اصرار و ابرام بر اين سياست نشان دادهاند، در عمل هم با تسريع در صدور مجوز روزنامهي ايرانيان در تكميل اين حسن نيت اقدامي عملي داشته باشند.
هيات نظارت بر مطبوعات مستقر در وزارت ارشاد اسلامي، طي يادداشتي به مدير مسوول ماهنامه «نامه» مطالب مندرج در ويژه نامه بحران هستهيي، شماره مهر 84 اين مجله را مغاير با منافع ملي كشور دانست.
در نمابر ارسالي از سوي نشريه نامه برای خبرگزاریها، با بيان اين مطلب آمده است: كيوان صميمي، مديرمسوول نامه طي توضيحي ضمن اين كه بر اصالت دادن هميشگي به حفظ منافع ملي در تمامي فعاليتهاي خود تاكيد كرده است، از ادارهي كل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد ذكر جملات يا پاراگراف يا حداقل ذكر نام مقاله مورد نظر هيات نظارت را خواستار شده است.
هيات منصفه، مديرمسوول روزنامه توسعه را در مورد شكايتهاي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، انصار حزب الله، مهسا يوسفي دلدار، شركتها انبوه سازي عمران سازه شقايق، انبوه سازي مفيد آريا، الگا گستر شقايق، ايران خودرو و گمرك جمهوري اسلامي ايران، مجرم تشخيص نداد.
هيات منصفه در خصوص شكايت صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و اتهامات وارده از سوي مدعيالعموم مبني بر تبليغ عليه نظام و نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي، متهم را مجرم تشخيص داد و در مورد ساير اتهامات اعلام شده از سوي مدعي العموم مبني بر تحريص و تشويق گروهها و افراد عليه امنيت جمهوري اسلامي ايران و توهين و ايراد افتراء به نهادها و افرادي كه حرمت شرعي دارند، هيات منصفه مطبوعات متهم را مجرم تشخيص نداد.
هيات منصفه در مواردي كه متهم را مجرم شناخته بود، وي را مستحق تخفيف در مجازات ندانست.
جبهه مشاركت ايران اسلامي در بيانيهاي نگراني خود را نسبت به آنچه «وصول خبر احضار پارهاي روزنامهنگاران به نهادهاي امنيتي و از سوي برخي حراستها» خوانده، اعلام كرده است. در اين بيانيه با بيان اينكه مطبوعات پس از توقيفهاي گسترده در سالهاي گذشته، اينك به نهادي نحيف و شكننده تبديل شدهاند و فشارهاي پيدا و پنهان، آنها را به خودسانسوري شديد واداشته، ابراز عقيده شده است كه جرياني قصد دارد با روشهاي امنيتي، عملا كاري كند كه هم از بدنامي توقيف مطبوعات رها شود و هم محدوديتها و كنترلها را به نحوي كه ميخواهد اعمال كند و به اين ترتيب، موجبات ايجاد «رسانههاي تزئيني» كاملا تحت كنترل را فراهم آورد. اینجا را ببینید
البته معاون مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم هرگونه احضار روزنامهنگاران از سوي اين معاونت و يا حراست آن را تكذيب كرد. اینجا را ببینید
من پدر گرافيک نيستم ، پدر گرافيک نوين هم نيستم .این بخشی از مطلب دکتر یونس شکرخواه در مورد استاد مرتضی ممیز است. برای خانواده و دوستان مرحوم ممیز ارزوی صبر وبردباری می کنم و برای دکتر شکرخواه عزیز ارزوی صبری بیشتر چون می دانم که چقدر استاد را دوست داشت
ادامه مطلب دکتر را بخوانید